زائر یار
 
 
کاروان حج 22125 سمنان - سید محمود اکرم
 

 

مقام ابراهیم یکی از «آیات بینات» الهی است و نماز طواف نزد مقام دارای فلسفه عمیق اعتقادی، اجتماعی و تاریخی است و به همین دلیل در فقه اسلامی به‏ویژه فقه امامیه، نماز طواف در حج و عمره جز پشت مقام ابراهیم یا نزدیک آن پذیرفته نیست؛ چنانکه آیه کریمه: وَاتَّخِذُوا مِنْ مَقَامِ إِبْرَاهِیمَ مُصَلّیً...(1) بیانگر است و روایات نیز به تبیین و تشریح آن پرداخته و فقهای عظام بدان فتوا داده‏اند. در این نوشتار نگرشی گذرا داریم به پیشینه این سنگ تاریخی و فلسفه نمازِ طواف در جوار مقام و پاره‏ای احکام و دیدگاه‏های فقهی آن.

مقام و ریشه تاریخی آن

مقام (به فتح میم) در لغت به‏معنای محل قیام و جایِ ایستادن است و در این‏جا مقصود همان سنگی است که ابراهیم خلیل علیه‏السلام هنگام بنای کعبه بر آن ایستاد و با دستیاری اسماعیل علیه‏السلام عَلَم کعبه را برافراشتند و به روایتی، سنگی که حضرت ابراهیم پس از بنای کعبه بر آن ایستاد و آهنگ حج داد و مردم را فراخواند تا به طواف بیت عتیق بیایند و هنگام ایستادن اثر پای او بر آن سنگ نقش بست.

آثار و اسناد تاریخی نشان می‏دهد که مقام ابراهیم در تاریخ پیشینه‏ای گسست‏ناپذیر دارد. جناب ابوطالب عموی گرامی پیغمبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله در شعری به این موضوع اشاره کرده و می‏گوید:

و موطی‏ءُ ابراهیم فی الصخر رطبة علی قدمیه حافیاً غیر ناعل

«اثر پای ابراهیم در این سنگ پابرجاست آنگاه که با پاهای برهنه و بدون کفش بر آن ایستاد.»

مشخصات مقام

مقام ابراهیم، آن‏گونه که توصیف کرده‏اند، سنگی است از نوع مرمر، به رنگ سفید مایل به زردی و سرخی، به شکل مکعب، با مساحت حدود یک ذراع در یک ذراع (حدود 40 × 40 سانتی‏متر و یا 36 × 36 سانتی‏متر) با ارتفاع بیست سانتی‏متر که با پوشش از ورق طلای خالص اطراف آن بسته شده و جای دو پا در وسط آن دیده می‏شود که بر اثر تماس دست زائران، اثر دقیق پاها و انگشتان آن مشخص نیست و تنها دو حفره بر جای مانده است.

این سنگ بر پایه‏ای از سنگ مرمر با قطر 36 سانتی‏متر قرار گرفته و با اتصالاتی از طلا بدان مهار گردیده است. مقام در داخل مقصوره‏ای از شیشه، از نوع کریستال قرار گرفته و بالای آن قبه‏ای کوچک است و هلالی بر فراز آن نصب گردیده است. ارتفاع این بنا از کف زمین به سه متر بالغ می‏گردد. مقام در ضلع شرقی کعبه، تقریباً مقابل درِ کعبه مستقر است و کسی‏که رو به مقام بایستد کعبه و درِ خانه را پیش روی دارد. مقام ابراهیم علیه‏السلام مورد توجه و احترام عمومی زائران از هر فرقه و مذهب می‏باشد. هرچند در مورد نماز پشت مقام اختلاف نظریه‏های فقهی وجود دارد:

پیشینه مقام ابراهیم

هریک از مشاعر و مناسک حج را پیشینه‏ای است که نشان می‏دهد رمز و راز این مشاعر و مناسک، فراتر از آن چیزی است که در بدو امر جلب نظر می‏کند؛ از این‏رو خداوند حج را مشتمل بر «آیات بینات» خوانده است: فِیهِ آیَاتٌ بَیِّنَاتٌ مَقَامُ إِبْرَاهِیمَ...(2) از جمله این آیات روشن و روشنگر، مقام ابراهیم است که تخصیص به ذکر داده شده. مقام هرچند به‏ظاهر بیش از قطعه‏سنگی نیست که اثر پای انسانی بر آن نقش بسته است، امّا از نظر تاریخی این سنگ ویژگی خاص دارد و از آن مهم‏تر بُعد معنوی آن است که با این آیات نمادین تبیین می‏گردد.

نقطه آغازینِ مقام، چنانکه در روایتی از امام صادق علیه‏السلام نقل شده، بدین‏گونه است: «هنگامی که خداوند به ابراهیم وحی کرد اعلام حج کند، سنگی را که جای پای ابراهیم بر آن است، گرفت و در کنار خانه کعبه، درست مقابل موضع کنونی مقام نهاد و بر آن ایستاد و با صدای بلند فرمان الهی را اعلام نمود و همین‏که ابراهیم لب به سخن گشود، آن سنگ تحمل وی را نداشت و دو پای او در آن فرورفت. سپس ابراهیم پای خود را به سختی از آن سنگ بیرون کشید. با مرور زمان، وقتی ازدحام مردم موجب مشقت و زحمت زائران بیت شد، آن سنگ را از جای پیشین به محل کنونی (با فاصله 26 ذراع و نیم، تقریباً سیزده متر، از خانه کعبه) منتقل کردند تا مطاف برای زائران خلوت شود و بدین‏گونه بود تا خداوند حضرت محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله را به رسالت برانگیخت و آن حضرت مقام را به همان محلی برگرداند که ابراهیم نهاده بود و بدینگونه بود تا پیامبر رحلت نمود و در زمان ابوبکر و اوایل خلافت عمر نیز بدین منوال بود تا این‏که عمر دستور داد به جهت ازدحام زائران مقام به‏جای قبلی برگردانده شود...».(3)

از برخی روایات استفاده می‏شود که مقام ابراهیم علیه‏السلام از سنگ‏های بهشتی است؛ مانند «حجرالأسود» و «حَجَر بنی‏اسرائیل»(4) و در برخی روایات آمده است که چون آدم علیه‏السلام به بنای کعبه مأمور شد، کوه ابوقبیس صدا زد: «ای آدم، امانتی نزد من است، یکی حجرالأسود و دیگری مقام ابراهیم و آدم آن دو را گرفت و در موضع خود در دیوار کعبه نهاد».(5)

چرا نماز طواف پشت مقام؟

همان‏گونه که از آیه کریمه: وَاتَّخِذُوا مِنْ مَقَامِ إِبْرَاهِیمَ مُصَلّیً... .(6) استفاده می‏شود، محل نماز طواف باید از مقام ابراهیم اتخاذ شود و آیه کریمه با کاربرد ...مِنْ مَقامَ إبْراهیمَ... بیش از این بیان نمی‏کند که محل نماز باید برگرفته از مقام ابراهیم باشد. و بدین ترتیب مقام در نماز طواف موضوعیت پیدا می‏کند، در هر جا که قرار گرفته باشد، خواه در جوار کعبه؛ مانند گذشته و چه با فاصله کعبه مانند زمان حاضر. همان‏گونه که حضرت صادق علیه‏السلام برای اثبات خلفیت به همین آیه مبارکه استناد کرده است:

«لَیْسَ لاِءَحَدٍ أَنْ یُصَلِّیَ رَکْعَتَیْ طَوَافِ الْفَرِیضَةِ إِلاَّ خَلْفَ الْمَقَامِ لِقَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ: ...واتّخِذُوا مِنْ مَقامِ إبراهِیمَ مُصلًّی... فَإِنْ صَلَّیْتَهُمَا فِی غَیْرِهِ فَعَلَیْکَ إِعَادَةُ الصَّلاةِ».(7)

«برای احدی جایز نیست دو رکعت نماز طواف را جز پشت مقام ابراهیم بخواند، به دلیل گفتار خداوند بزرگ: از مقام ابراهیم نمازگاه برگزینید، پس اگر در غیر این مکان، این نماز را خواندی باید آن را اعاده کنی.»

و امّا دلیل بر این‏که «خلف مقام هرکجا قرار گرفته باشد» برای نماز موضوعیت دارد، روایتی است که کلینی از ابراهیم بن ابی محمود نقل کرده که گفت: ازحضرت رضا علیه‏السلام پرسیدم: آیا دو رکعت نماز طواف را پشت مقام ابراهیم، همین جایی که امروزه قرار دارد، بخوانم یا جایی که در زمان پیامبر خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله قرار داشته است؟ حضرت در پاسخ فرمود: همان‏جایی که امروزه قرار دارد؛ «قُلْتُ لِلرِّضَا علیه‏السلام : أُصَلِّی رَکْعَتَیْ طَوَافِ الْفَرِیضَةِ خَلْفَ الْمَقَامِ حَیْثُ هُوَ السَّاعَةَ أَوْ حَیْثُ کَانَ عَلَی عَهْدِ رَسُولِ اللَّهِ صلی‏الله‏علیه‏و‏آله ، قَالَ: حَیْثُ هُوَ السَّاعَةَ»(8)

مقام ابراهیم نماد قیام للّه‏

از بعد فقهی مسأله که بگذریم، فلسفه این حکم نیز شایان تأمل است، مناسک حج سراسر تکرار و تمرینی است از آن‏چه ابراهیم خلیل علیه‏السلام و خاندان او، چهارهزار سال قبل در این مکان مقدس تاریخی، با تأسیس امّ‏القرای اسلام و بنای کعبه، قبله موحدان، انجام داده‏اند، از طواف و نماز و زمزم و صفا و مروه گرفته تا عرفات و منا و قربانی و رمی جمرات و دیگر اعمال و مناسک که هریک تذکاری است از خاطرات ابراهیم و اسماعیل و هاجر که در جوار بیت عتیق بنیان مکتب توحید را نهادند و نسلی را پی‏افکندند تا در آینده جهان، پرچمدار آیین جهانی توحید در لوای شریعت والای احمدی صلی‏الله‏علیه‏و‏آله باشند و ادامه دهند: سیره و سنت ابراهیم و خاندانش را که در آن کویر سوزان و وادی انقطاع، از هرچه جز خدا بود دل بریدند تا «امامت» خلق را به عهده گیرند و شایسته حمل بار امانت الهی شوند و از آن‏چه رنگ شرک وطغیان وجهل وجور است تبرّی جویند.

راز این‏که به نماز پشت مقام ابراهیم تأکید شده، همانا تأسی به خلیل‏اللّه‏ و قدم جای قدم او نهادن است. البته نه‏تنها در این نماز بلکه در همه عرصه‏های حیات توحیدی. قیام در مقام ابراهیم درحقیقت «قیامللّه‏» است؛ یعنی: بپا خاستن برای خدا و استقامت در راه تحقق آیین توحید و نفی شرک و ستم و طغیان در هر عصر و برای هر نسل و این قیام تا بدانجا اهمیت یافت که وارث ابراهیم خاتم‏النبیین صلی‏الله‏علیه‏و‏آله مأمور شد مردم را به یک موعظه اندرز دهد و آن قیام للّه‏ِ بود: قُلْ إِنَّمَا أَعِظُکُمْ بِوَاحِدَةٍ أَنْ تَقُومُوا للّه‏ِِ...(9) به عبارت دیگر: حج که حرکتی است پر راز و رمز و پیام خود را با حرکت و سکون بیان می‏دارد و با شیوه نمادین ابلاغ می‏کند دعوت به قیام است همان‏گونه که کعبه مشرّفه «قیاماً لِلنّاس» و عامل پابرجایی مردم است و قیام در مقام ابراهیم تذکاری است از قیام و پایداری بانی کعبه توحید و قبله موحدان که در عصر تاریک بت‏گری و بت‏گرایی، قهرمانانه بر بت‏های صامت و متحرک شورید و آتش نمرودی را در این راه به جان خرید و خانه توحید را بنیان نهاد و در یک آزمایش بزرگ و عارفانه و با قربان کردن اسماعیل، اوج شیدایی در برابر معبود را متجلّی ساخت و این درسی شد برای همه رهروان توحید و سالکان راه ابراهیم که چگونه برای خدا قیام کنند و در توحید ذوب شوند و از آن‏چه رنگ شرک و دوگانه پرستی دارد بگریزند تا امام خلق باشند! پس حج ابراهیمی بدون قیام پشت سر ابراهیم خلیل علیه‏السلام و نهادن قدم جای قدم آن قهرمان توحید مفهوم ندارد. جالب آن‏که فقه شیعه نماز در مقام ابراهیم را به استناد صریح آیه کریمه قرآن و روایات صحیح الزامی می‏داند و این دقیقاً با فرهنگ تشیع همخوانی دارد که ولایت و برائت را در درون می‏پرورد و قیام برای خدا و استقامت در برابر طاغوت‏های هر زمان و پرخاشگری در برابر ستمگران را در متن تعالیم خود به‏ویژه در مناسک حج، که یک عبادت با مفاهیم اجتماعی ـ سیاسی است، جای می‏دهد.

این در حالی است که برخی مذاهب و مکاتب فقهی، علی‏رغم دلالت صریح آیه کریمه بر وجوب اتخاذ موضوع نماز از مقام ابراهیم، آن را ضروری نمی‏دانند!

در بیان رمز و راز مسأله به همین مقدار بسنده کرده به‏پاره‏ای دلایل فقهی و دیدگاه‏ها در این مسأله بنگریم.

دیدگاه‏ها در این مسأله

چنانکه گفتیم، یکی از واجبات عمره و حج، نماز طواف است که باید پشت مقام ابراهیم اقامه شود. دلیل فقهی مسأله، کتاب و سنت و اجماع فقهای امامیه است همچنان‏که سیره جاریه مسلمین طی اعصار، برگزاری این نماز در مقام ابراهیم بوده است. در میان فقهای امامیه کمتر کسی به استحباب نماز طواف قائل شده و برخی اقوال نادر نقض اجماع نمی‏کند. امّا در میان فقهای عامه اختلاف‏نظر جدی وجود دارد؛ برخی به وجوب و برخی به استحباب آن فتوی داده‏اند، همان‏گونه که مستندات فقهی اهل سنت می‏گوید، «مالکیه و حنفیه» قائل به وجوب و دو فرقه دیگر یعنی «شافعیه و حنبلیه» قائل به استحباب آن، حتی در طواف واجب‏اند.

از سوی دیگر اختلاف‏نظر در محل برگزاری نماز طواف است که این نیز مورد اختلاف عامه و خاصه می‏باشد، در حالی‏که اکثر قریب به اتفاق شیعه معتقدند محل برگزاری آن، پشت مقام ابراهیم علیه‏السلام است و به آیات و روایات استناد کرده‏اند.

برخی از فقهای متقدم، نماز نزد مقام ابراهیم را الزامی ندانسته و انجام آن را در هر نقطه‏ای از مسجدالحرام کافی و مجزی می‏دانند. البته قائل به این قول بسیار اندک و به‏قول فقها «قولِ شاذ» است که به موجب آن اجماع امامیه را نمی‏توان نقض کرد. همچنان‏که در مورد نماز طواف واجب عمره و حج و طواف مستحب و طواف نساء نیز پاره‏ای اختلاف‏نظریه‏ها به چشم می‏خورد. فقهای عامه نیز قید مقام ابراهیم را الزامی ندانسته و به انجام نماز در هر نقطه‏ای از مسجد حتی حجر اسماعیل فتوی داده‏اند.

«گفتنی است در حال حاضر هیچ‏یک از فقهای شیعه قائل به استحباب نماز طواف در عمره و حج؛ اعم از واجب یا مستحب نیستند و عموماً به وجوب آن فتوی می‏دهند، همان‏گونه که فقهای عظام قید «مقام ابراهیم» را نیز در این نماز الزامی می‏دانند که البته در طواف مستحب (خارج از اعمال عمره و حج) این قید وجود ندارد همچنان‏که اصل نمازِ طواف نیز در طواف مستحبی، معتبر نیست و می‏توان آن را انجام نداد و یا در هر نقطه مسجد انجام داد.

نماز طواف در حال ازدحام

همان‏گونه که در دو روایت سابق‏الذکر دیدیم، نماز طواف باید نزدیک و پشت مقام ابراهیم باشد ولی از آن‏جا که نماز پشت مقام و نزدیک به آن، غالباً موجب مشقت و گاه غیرممکن است لذا هنگامی که ازدحام مانع شود و یا برای طواف‏کنندگان ایجاد مزاحمت نماید، روایات ما اجازه می‏دهد نماز طواف پشت مقام و با فاصله خوانده شود؛ به‏گونه‏ای که منافی با مدلول آیه کریمه نباشد که جای نماز را به مقام ابراهیم محدود ساخته است؛ وَاتَّخِذُوا مِنْ مَقَامِ إِبْرَاهِیمَ مُصَلًّی... به این مضمون روایتی است که شیخ طوسی در تهذیب می‏آورد:

«عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ عُثْمَانَ قَالَ: رَأَیْتُ أَبَا الْحَسَنِ علیه‏السلام یُصَلِّی رَکْعَتَیِ الْفَرِیضَةِ بِحِیَالِ الْمَقَامِ قَرِیباً مِنَ الظِّلالِ لِکَثْرَةِ النَّاسِ» .(10)

«حسین بن عثمان گوید: دیدم ابوالحسن (امام‏کاظم علیه‏السلام ) را که دو رکعت طواف را به‏دلیل کثرت جمعیت، در مقابل مقام و نزدیک به سایه‏ها برگزار نمودند.»

از این روایت چنین استفاده می‏شود که در حال ازدحام می‏توان نماز طواف را با فاصله از مقام خواند، باتوجه به این‏که نمازگزار مقابل مقام و رو به کعبه ایستاده باشد و شاید مقصود از سایه‏ها، سایه دیوارهای عمارت اطراف مسجد باشد، که البته این نیز نباید فراموش شود که صحن مسجد و عمارت اطراف آن در زمان امام کاظم علیه‏السلام با امروز تفاوت داشته و با توسعه مسجدالحرام، دیوارها به عقب کشیده شده است، در هر حال از روایت فوق می‏توان تکلیف زائران در نماز طواف، هنگام ازدحام و مزاحمت جمعیت را روشن ساخت. در چنان وضعیتی نمازگزاران نباید اصرار ورزند که نماز طواف را نزدیک مقام بخوانند و مزاحمت برای طواف‏کنندگان فراهم کنند و افزون براین، موجب اهانت طواف‏کنندگان یا مأموران حرم نسبت به نمازگزاران باشد. امروزه نیز فقهای عظام همین‏گونه فتوا داده و صدق پشت مقام را، هرچند با فاصله، در حال ازدحام کافی دانسته‏اند.

شایان گفتن است که مقام برای نماز طواف موضوعیت دارد و با مسائل طواف بی‏ارتباط است. کسانی‏که محدوده طواف را به مسافت میان کعبه و مقام مقید ساخته‏اند، از باب بیان فاصله طواف‏کننده با خانه کعبه است که نباید از 5/26 ذراع بیشتر باشد و کسانی‏که طواف را به این فاصله محدود ندانسته‏اند، طواف از پشت مقام ابراهیم را نیز جایز می‏دانند.

خلاصه این‏که مسأله طواف و نماز، دو بحث جداگانه‏اند.

مقام در تعبیرات مختلف(11)

فقهای ما در تعبیر از محل نماز طواف سه شیوه را پیموده‏اند:

1 ـ بیشتر آن‏ها به «خلف مقام»؛ «پشت مقام» تعبیر کرده‏اند.

2 ـ گروه زیادی تعبیر «عندالمقام»؛ «نزد مقام» را برگزیده‏اند.

3 ـ جمعی‏دیگر عبارت «فیالمقام»؛ «در مقام» را به‏کار برده‏اند.

صاحب شرایع گوید:

«یَجِبُ أَنْ یُصَلِّی رَکْعَتَی الطَّواف فِیالْمَقامِ...».

«واجب است دو رکعت نماز طواف را در مقام بخواند؛ همان‏جایی که امروزه مقام قرار دارد و در جای دیگر جایز نیست. بلی اگر ازدحام مانع بود که در مقام بخواند پشت مقام یا یکی از دو طرف آن می‏توان خواند.»

علامه در قواعد گوید:

«دو رکعت نماز طواف باید در مقام؛ همان‏جایی که امروزه قرار دارد خوانده شود و در جای دیگر جایز نیست، پس اگر ازدحام مانع بود می‏توان پشت مقام یا یکی از دو جانب آن خواند.»

عبارتِ دو فقیه نامبرده (علامه و صاحب شرایع) صراحت دارد که آن‏ها از کلمه «فی» ظرفیت را اراده کرده‏اند؛ چرا که مقام را به‏عنوان محل نماز برگزیده‏اند. سیاق عبارت آنان نیز مؤید این برداشت است؛ زیرا گفته‏اند: اگر به‏دلیل ازدحام نتواند در مقام نماز بخواند، پشت مقام یا یکی از دو طرف را انتخاب کند.

این تعبیر واکنش‏های مخالفی را از سوی فقها برانگیخته مبنی بر این‏که: مقام؛ یعنی محلّ قیام حضرت ابراهیم علیه‏السلام هنگام بنای کعبه، قطعه‏سنگی بوده به شکل مکعب متساوی‏الأضلاع که طول هر ضلع یک ذراع دست و تقریباً مساوی با پنجاه سانتی‏متر می‏باشد و این مقدار برای اقامه نماز ظرفیت ندارد. محل کافی برای نمازگزار دارای خلقت معتدل و معمولی، در حال رکوع، سجود و جلوس، پنجاه سانتی‏متر در صد سانتی‏متر است. از این‏رو فقها کوشیده‏اند عبارت دو فقیه نام‏برده را به‏گونه‏ای که قابل قبول باشد توجیه کنند. نخستین کسی که به این نکته توجه کرده و به توجیه آن پرداخته، شهید اول است که در کتاب «دروس» می‏گوید: «عمده اخبار و بیشتر سخن فقهای ما تعبیر به «الصلاة فیالمقام» ندارد بلکه واژه «عنده» و «خلفه» را به‏کار برده‏اند. از امام صادق علیه‏السلام نیز روایت شده که فرمود:

«لَیْسَ لاِءَحَدٍ أَنْ یُصَلِّیهما إِلاَّ خَلْفَ الْمَقَامِ».

«برای هیچ‏کس روا نباشد که نماز طواف را جز پشت مقام بخواند.»

بنابراین، تعبیر «الصلاة فی المقام» که برخی فقها آورده‏اند، از باب مجاز است؛ یعنی نزدیک مقام که به دلیل مجاورت به اسم مقام نامیده‏اند؛ زیرا قطعی است که سنگی که اثر پاهای ابراهیم بر آن نقش بسته برای نماز مناسبت ندارد؛ همچنان‏که اختلافی میان علما نیست که جلوی مقام ایستادن و با پشت کردن به آن در حال نماز جایز نیست.

پس از شهید اول، «محقق کرکی» نیز در «جامع‏المقاصد» توجیه شهید را آورده و تأیید کرده و افزوده است: «از این‏جا معلوم می‏شود مقصود از مقام، جایگاهی است که برای نماز آماده شده که در پشت مقام و سنگ محل پای ابراهیم قرار دارد و هرگاه ازدحام جمعیت مانع باشد، در پشت آن محل می‏توان نماز خواند (در گذشته بنای خاصی درنظر گرفته شده بوده که به نمازگزاران مجال می‏داد در آن محل نماز طواف را بخوانند که در حال حاضر آن محل و بنا وجود ندارد و اطراف مقام مانند سایر نقاط مسجد است.»

بدین ترتیب گفتار محقق کرکی ناظر به آن بنا در آن محل خاص در زمان ایشان بوده است.

پس از محقق کرکی مرحوم نراقی نیز در «مستند» به این نکته توجه کرده و در توضیح آن می‏نویسد: «کسانی‏که قایل به وجوب اقامه نماز طواف در مقام ابراهیم شده‏اند، مانند صاحب‏شرایع، مفاد سخن از دو فرض خارج نیست و آن «پشت مقام» یا «نزد مقام» بودن است؛ زیرا مسلّم است که سنگ معهود محل پای ابراهیم برای نماز مناسب نیست.

بنابراین، مقصود یکی از دو صورت است: نزد مقام که قول دوم بود و یا در بنای مخصوصِ مهیا شده برای نماز که پشت مقام قرار دارد که مرجع آن، قول اول است و اگر چیزی جز این دو فرض باشد ادعایی است بدون دلیل.

پس از این سه فقیه بزرگوار، علامه مظفر نیز در شرح قواعد، ضمن تعلیقه‏ای که بر بحث مقام ابراهیم دارد چنین می‏گوید: آن‏چه در گفتار جمعی از فقها آمده که واجب است این نماز در مقام ابراهیم خوانده شود (فی مقام ابراهیم)، سه احتمال در آن داده می‏شود:

1 ـ سنگی که اثر پای ابراهیم روی آن به‏جای مانده، که معنای حقیقی کلمه است.

2 ـ بنایی که در آن، سنگ مزبور قرار گرفته که معنای عرفی آن می‏باشد.

3 ـ محلی که در نزدیکی آن سنگ قرار دارد که معنای مجازی آن است.

بعید نیست که احتمال سوم گسترده‏تر از دوم باشد و نمی‏توان گفت که مصنف (علامه‏حلّی) معنای اول را اراده کرده است؛ زیرا آن سنگ برای نماز گنجایش ندارد و در عمل ممکن نیست. معنای دوم نیز بعید به‏نظر می‏رسد؛ چرا که در زمان پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله این بنای مخصوص وجود نداشته تا نماز در آن تجویز شده باشد. بدین خاطر مقام مورد اشاره در آیه کریمه، به هیچ‏یک از دو معنای اول و دوم نمی‏تواند ناظر باشد و سزاوار است که آن‏چه در آیه مبارکه آمده و صاحب قواعد، مرحوم علامه، گفته است ناظر به معنای سوم باشد با این خصوصیت که نماز پشت مقام و سنگی که در آن قرار دارد خوانده شود، همان‏گونه که امام صادق علیه‏السلام در روایت معاویة بن عمار فرمودند: «وَاجْعَلْهُ اِماماً».

تحولات مقام ابراهیم

مسأله فوق‏الذکر، درواقع به جایگاه مقام ابراهیم و تحولاتی که بر آن رخ داده ارتباط دارد. از آن‏چه تاریخ‏نگاران آورده‏اند می‏توان چنین به‏دست آورد:

1 ـ مقام ابراهیم، قطعه‏سنگی است که به خانه کعبه چسبیده بود و در محلی نزدیک درِ کعبه، به سمت رکن عراقی، میان در و حفره‏ای که به حفره توبه معروف است قرار داشته است.

می‏گویندآن‏جامحلی‏است‏که آدم علیه‏السلام ایستاد و از خداوند طلب مغفرت کرد و توبه نمود و خداوند توبه‏اش را پذیرفت.

2 ـ سپس این سنگ از جایگاه اولیه‏اش به محل کنونی منتقل شد.

3 ـ این سنگ بر اثر تماس دست‏ها و بوسیدن مردم، آثار اولیه خود را از دست داده و لذا در عهد مهدی عباسی اطراف آن را با فلز طلا پوشاندند و در سال‏های بعد نیز بدین ترتیب از آن حفاظت کردند.

4 ـ سپس برای آن سنگ قبه‏ای ساخته شد که در ارتفاع خاص آن سنگ قرار گرفت.

5 ـ در قرن ششم، در نزدیکی آن مصلایی بنا گردید که این نمازگاه به مقام ابراهیم شهرت یافت.

بدین ترتیب، فقهایی که تاریخ زندگی‏شان به قبل از تاریخ بنای مصلا بازمی‏گردد، چنین تعبیر می‏آورند: نماز پشت مقام یا نزد مقام خوانده شود و هرکدام تعبیر به «فی مقام» کرده‏اند، مقصودشان همان نمازگاه پشت مقام یا نزد آن بوده است؛ همان‏گونه که در گفتار مرحوم نراقی دیدیم.

بنابراین، فقهایی که تاریخ حیاتشان از قرن ششم به‏بعد است؛ مانند محقّق حلّی، صاحب‏شرایع (متوفای سال 676) و علامه حلّی، صاحب قواعد (متوفای 726) به «فیالمقام» تعبر کرده‏اند و مقصودشان همان مصلایی است پشت مقام یعنی سنگ مخصوص قرار گرفته است؛ یعنی نماز در این مصلا باید خوانده شود.

از جمله کسانی که به این نکته اشاره کرده‏اند، شهید ثانی است در مسالک که عبارت شرایع را توضیح داده و می‏گوید: اصل مقام همان سنگ مرتفعی است که ابراهیم علیه‏السلام هنگام بنای کعبه بر آن می‏ایستاد و اثر پای او در آن به‏جای مانده است. این سنگ در زمان ابراهیم به کعبه چسبیده بوده، محاذی همان نقطه‏ای که امروز قرار دارد. بعدا مردم این سنگ را به محل کنونی منتقل و تغییر مکان دادند و چون پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله مبعوث به رسالت شد، آن را به همان محلی که در زمان ابراهیم قرار داشت برگرداندند و بدین منوال بود تا آن حضرت رحلت نمودند و در عهد خلیفه اوّل و قسمتی از دوران خلیفه دوم به همان حال باقی ماند تا این‏که خلیفه دوم آن را به محلی که امروزه قرار دارد برگردانید. این مطلبی است که سلیمان بن خالد از امام صادق علیه‏السلام روایت کرده است.

ازآن پس در اطراف آن سنگ ساختمانی بنا نهادند و آن را مقام ابراهیم نامیدند به تناسب هم‏جواری این بنا با مقام و بر اثر کثرت استعمال، این محل که مصلای نماز بود، به مقام ابراهیم معروف شد که گویی «حقیقت عرفیه» است. این مصلا همواره در عهد سلاطین دولت عثمانی وجود داشت تا این‏که در دوره سلطنت سعودی در سال 1387 مصلا را برداشته و برای آن سنگ‏قبّه شیشه‏ای چند ضلعی ساختند؛ همان‏گونه که امروزه مشاهده می‏شود.

باتوجه به توضیحات فوق، ملاحظه می‏کنیم که متأخرین فقها از سال 1387ه .ق. به‏بعد تعبیر «پشت مقام» یا «نزدمقام» را برای محل نماز طواف برگزیده‏اند.

کیفیت نماز طواف

در خصوص کیفیت نماز طواف، فقها تصریح کرده‏اند که مستحب است پس از حمد، سوره توحید و سوره جحد میان دو رکعت توزیع شود. قول مشهور استحباب توحید در رکعت اول و سوره «جحد» در رکعت دوم است.

شیخ طوسی در مسأله دو قول دارد؛ یکی به همان طریق که گفته شد. قول دیگر به عکس آن؛ یعنی جحد در رکعت اول و توحید در رکعت دوم.

علامه در «مختلف» به نقل سخن شیخ پرداخته که او در کتاب «نهایه» در باب «قرائت» جحد را برای رکعت اول و توحید را برای رکعت دوم برگزیده و در باب «طواف» عکس آن را اختیار کرده است.

علامه سپس می‏افزاید: مشهور میان اصحاب ما قول اخیر است؛ چرا که در روایت صحیحی که معاویة بن عمار از امام صادق علیه‏السلام نقل کرده چنین آمده است:

«تَأْتِی مَقَامَ إِبْرَاهِیمَ فَتُصَلِّی رَکْعَتَیْنِ وَ اجْعَلْهُ أَمَاماً وَ اقْرَأْ فِیهِمَا بِسُورَةِ التَّوْحِیدِ قُلْ‏هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ وَ فِی الرَّکْعَةِ الثَّانِیَةِ قُلْ یَا أَیُّهَا الْکَافِرُونَثُمَّ تَشَهَّدْ وَاحْمَدِاللَّهَ وَأَثْنِ‏عَلَیْهِ وَصَلِّ عَلَی النَّبِیِّ صلی‏الله‏علیه‏و‏آله وَاسْأَلْهُ أَنْ یَتَقَبَّلَ مِنْکَ...».(12)

مستحبات

مستحب است پس از نماز طواف، خدای تبارک و تعالی را حمد و ثنا گوید و بر محمد و آل محمد صلوات و درود بفرستد و این دعا را بخواند:

«اَللّهُمَّ تَقَبَّلْهُ مِنِّی وَ لا تَجْعَلْهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنِّی».

«الْحَمْدُللّه‏ِِ بِمَحَامِدِهِ‏کُلِّهَاعَلَی‏نَعْمَائِهِ کُلِّهَا حَتَّی یَنْتَهِیَ الْحَمْدُ إِلَی مَا یُحِبُّ رَبِّی وَ یَرْضَی‏اَللَّهُمَّ صَلِ‏عَلَی‏مُحَمَّدٍ وَآلِ‏مُحَمَّدٍ وَ تَقَبَّلْ مِنِّی وَ طَهِّرْ قَلْبِی وَزَکِّ عَمَلِی».

و در روایت دیگر است که بگوید:

«اَللَّهُمَّ جَنِّبْنِی أَنْ أَتَعَدَّی حُدُودَکَ وَ اجْعَلْنِی مِمَّنْ یُحِبُّکَ وَ یُحِبُّ رَسُولَکَ وَ مَلائِکَتَکَ وَ عِبَادَکَ الصَّالِحِینَ».

آنگاه به سجده رود و در حال سجده بخواند:

«سَجَدَ وَجْهِی لَکَ تَعَبُّداً وَ رِقّاً لا إِلَهَ إِلاّ أَنْتَ حَقّاً حَقّاً الأَوَّلُ قَبْلَ کُلِّ شَیْءٍ وَ الآخِرُ بَعْدَ کُلِّ شَیْءٍ هَا أَنَا ذَا بَیْنَ یَدَیْکَ نَاصِیَتِی بِیَدِکَ فَاغْفِرْ لِی إِنَّهُ لا یَغْفِرُ الذُّنُوبَ الْعِظَامَ غَیْرُکَ فَاغْفِرْ لِی فَإِنِّی مُقِرٌّ بِذُنُوبِی عَلَی نَفْسِی وَ لا یَدْفَعُ الذَّنْبَ الْعَظِیمَ غَیْرُکَ».

 

 

 

پی‏نوشتها:



1 . بقره : 125

2 . آل‏عمران: 97

3 . علل‏الشرایع، ص423

4 . تفسیر عیاشی، به نقل از مقاله میقات عربی، شماره 9، ص192

5 . میقات عربی، همان، از قصص‏الأنبیای قطب راوندی.

6 . بقره: 125

7 . التهذیب، ج5، ص137

8 . تهذیب، ج5، ص135 ؛ کافی، ج10، ص282

9 . سبأ: 46

10 . تهذیب، ج5، ص140

11 . این بخش از نوشتار، برگرفته از کتاب مبادی علم‏الفقه، الحج، (صفحات 209 تا 219) تألیف دکتر عبدالهادی فضلی است.

12 . تهذیب، ج5، ص136

 
  بالا